علي بن زيد البيهقي

مقدمه 7

معارج نهج البلاغة

وقد جمع الصاحب بن عباد هده الأسماء ونظمها في ابيات فقال : ان القداح امرها عجيب * النفذ والتؤم والرقيب والحلس ثم النافس المصيب * والمصفح المشتهر النجيب ثم المعلى حظّه الترغيب * هاك فقد جاء بها الترتيب براى شعر نابغه جعدى ( بند 110 ص 25 ) دراغانى اصفهانى ( 4 : 128 و 5 : 1 - 33 ) والشعر والشعراء ( 158 ) و جمهرة اشعار العرب ( 275 ) و خزانه الأدب ( 1 : 512 ) و نوشته جرجى زيدان ( 1 : 176 ) گشتم چيزى نديدم و ناگزير همانگونه كه در نسخه بوده است آوردم و مى دانم كه نادرست است . 2 - سديف بن مهران بن ميمون مكى ايرانى ( بند 1318 ص 280 ) كه از موالى بنى عباس بوده و منصور عباسى أو را در 146 كشته است أبو احمد عبد العزيز بن يحيى جلودى در گذشته 302 درباره أو اخبار سديف ساخته است . نجاشى ( ذريعه 1 : 332 ) از وى ياد كرده است . ابن نديم ( 184 ) گويد كه ديوان أو به نوشت محمد بن داود در كتاب الورقة سى برگ بوده ، ابن نديم ( 128 و 246 ) از ابن جلودى ياد مىكند بي آنكه نامى از اين كتاب ببرد . 3 - جميل سلطان در بررسى خود از نهج البلاغة به فرانسه خرده گيرانه نكته هايى درباره آن آورده كه گويا مانند آنها به سيد محسن امين عاملي رسيده و أو در أعيان الشيعة در آغاز سرگذشت امام علي بن أبي طالب ( ع ) همه آنها را پاسخ گفته است ( چاپ 1354 ، 1935 و چاپ بيروت در 1983 ، 2 : 540 - 542 ) . گوستاو ريشتر G . Rischter در studien zur geschich des alten arabischen fursten spigel « بررسى از آيينه فرمان روايان كهن به زبان عربى » چاپ لايبتسيگ 1932 و 1968 از آداب ابن مقفع و كليله و دمنه و متون كهن فارسى و عربى در اين زمينه كه از آنها است فرمان مالك اشتر سخن داشته و آنچه در اينها از فرهنگ يونان گرفته شده است ياد و داورى كرده و از فارابى هم نام برده است ( اخلاقيات فوشكور 363 و 368 و 369 و 376 ) . گراد سالينگر Salinger در ترجمه انگليسى بخش جهاد دعائم الاسلام ( چاپ كلمبيا 1953 ) درباره فرمان مالك اشتر سخن به ميان آورد . و داد قاضى در بررسى اسلامى چاپ 1978 پاريس هم درباره فرمان مالك اشتر داورى نموده است . فوشكور در باب 4 ص 357 - 412 اخلاقيات به فرانسه در اين زمينه سخن داشته و از نوشته هاى ريشتر و نجم آبادى و كناوت واته در « گروندريس » ياد كرده است ( ص 363 ) .